X
تبلیغات
رایتل

 

 

نوشته ی زیر شرحی است مختصر از وضعیت ایران در دوران صفویه قاجاریه و همچنین مشروطیت

زمانیکه با خود می اندیشیم که چرا غرب پیش رفت و شرق عقب ماند علت را ناشی از مداخله ی غرب در امور کشورمان می دا نیم . لذا اساس نظریه ی وابستگی که حول دو محور مرکز وپیرامون است تا حدودی چنین می پندارد که عامل عقب ماندگی پیرامون ناشی از استثمار و استعمار مرکز است. غافل از اینکه به عوامل و ریشه های درونی عقب ماندگی خود چنداد توجهی داشته باشیم.

از طرفی می توان وضعیت ایران را در رابطه با نظام جهانی و نتایج حاصل از آن را مورد بررسی قرار داد.

در ابتدا خلاصه ای از هریک از سلسله ها مطرح می کنیم..

سلسله طویل العمر صفوی ابتدا توسط شیخ صفی الدین اردبیلی در شهر اردبیل پایه گذاشته شد. هوادارنش از میان قبایل ترکمان ساکن فلات آناتولی بودند.در سلسله ی صفویه قزلباشها اهمیت فوق العاده ای داشتند.بخصوص در زمان شیخ جنید و فرزندش شیخ حیدر. او قبایل را به دو دسته ی قرا قویونلو ها وآاق قویونلوها تقسیم می کند حکومت همینطور دست به دست از شاه تهماسب به فرزندش شاه اسماعیل می رسد که سیاست خارجیش تدافعی بود.پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل کرد تا از هجوم دو لت عثمانی دور باشد. بالاخره نوبت به شاه عباس قدرتمند رسید. او ابتدا اختلافات داخلی و خارجی را حل کردو میان قزلباشها وفارسها موازنه ایجاد کرد ،پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد لذا از این طریق تماسها و ارتباطات سیاسی و بازر گانی با اروپا در زمان حکومت شاه عباس بیشتر شد و به راحتی با کشور های اروپایی رابطه ی بازر گانی و تجاری داشت. از طرفی مذهب شیعه را در ایران رسمی کرد  در این زمان دولت صفوی را سه نهاد تشکیل می داد 1دستگاه دیوان مرکزی 2 حکومت ایالتها 3 ارتش

تراز خالص درآمد و هزینه سالانه مثبت و برابر 160هزار تومان بود که معادل 500 هزار پوند استرلینگ در سده ی هفدهم می شده است.

از مهمترین عواملی که در هریک از دوران به وضوح به چشم می خورد نقش مربوط به زنان در امر اقتصاد کشور است . زنان بی حجاب و بیشتر به تهیه ی غذا و بافندگی می پرداختند . در زمان شاه عباس سه بخش دهقانی شهری و عشایری هم شکل گرفت.در بخش شهری می توان بیش از 30 کارگاه بزرگ تولیدی سلطنتی را نام برد. در زمان او سعی میشد تا دین و سیاست را از هم جدا نگه دارند . از طرفی بیدادگری حق مطلق پادشاهان بود. هر چند از سده ی 16تا 18کشمکش های درون گروهی و نفوذ حرمسرا ها بخصوص در چهار شاه اخر صفوی  افزایش یافت  این عوامل به عمراه سنگینی مالیات و بحران اقتصادی تورم و کسری تراز بازرگانی عوامل سقوط این دوران زا فراهم نمود.

همانطور که گفتیم ایران در زمان شاه عباس با کشور های اروپایی رابطه ی راحتی را برقرار کرد که از جمله ی آنها کمپانی هند شرقی و انگلیس بود از طرفی انگلیس از کرک بز کرمان جهت کلاه و دکمه استفاده می کرد. سرانجام در 17 دسته از کشورهای پر اهمیت با ایران تماس برقرار کردند مثل روسیه ،.هند بخصوص پس از خارج شدن پرتغال از خلیج فارس رابطه ی بازرگانی و تجاری خوبی را برقرار کرد. پس ایران در سده ی 17هیچ نوع وابستگی با غرب نداشت اما حضور ایران در عرصه ی اقتصاد جهانی شروعی برای انحطاط ایران بود.

اما ایل پر جمعیت قاجار توسط آقا محمد خان ایجاد گردید . در این زمان تحول ایران تحولی وابسته بود چون از خارج شکل می گرفت بخصوص جنگ های ناپلئونی موجب شد تا انگلیس و فرانسه بیش از پیش در امور ایران مداخله کنند در دهه 1850انگلیس بزرگترین طرف تجاری ایران بود و 50درصد بیشترصادرات و بیش از 50 درصد واردات ایران را در دست داد.

در سال 1251شاه امتیاز احداث راه اهن زهکشی و ابیاری را در ازای گرفتن 40هزار پوند استرلینگ به رویتر واگذار کرده بود. همچنین امتیاز توتون و تنباکو را هم به یک شرکت انگلیسی سپرده بود .

روسیه هم بعد از سال 1229بر تفوق تجاری و سیاسی خود در ایران افزود بطوریکه در اواسط قرن 19واردات از صادرات پیشی گرفت و کسری تراز بازرگانی ایجاد شد . همه ی اینها نشانه های وابستگی ایران بود. ایران از اواخر عصر قاجار بوضوح در تعریف والرشتاین در حاشیه قرار می گیرد چون اجناس مرغوبی تولید نمی کرده است ایران گندم و جو تولید می کرد اما بعدها واردات ارد گندم پیشی می گیرد و حتی صادرات ابریشم هم کاهش پیدا کرد . اگر چه افرادی مثل پل باران و یا فرانک هستند که علت وابستگی را ناشی از طبقات حاکم کشور های توسعه نیافته در زمینه ی استفاده از مازاد موجود برای انباشت مولد در داخل این کشورها می دانند.اما با این وجود نظرات فرانک به گونه ای مکمل با وضعیت ایران بود او در نظریه اش1 )به وجود رابطه بین دو قطب می پرداخت 2 )به دوری و نزدیکی کشورهای اقماری به مرکزی مربوط می دانست )3 به اوضاع درونی دولت های مرکزی باز می گردد.

که تک تک این موارد را میتوان در ایران مشاهده کرد از اختلافات و کشمکش های گروه های مختلف برسر حکومت و ناتوانی حکمرانان و رابطه بین کشور با سایر کشورهای پیشرفته و میزان صادرات و واردات آنها. که کمیت واردات بیش از صادرات شده و بیشتر صادرات مواد اولیه بود و بالاخره بیشتر کشورها از جهت موقعیت استراتژیکی آن به این کشور جذب شده اند. و به خصوص  شمال و جنوب را دو کشور قدرتمند روس و انگلیس که آنرا احاطه کردند، همه ی این عوامل زمینه وابستگی ایران را به غرب تا حدودی فراهم می کرد.

لذا درگیری فزاینده غرب در سال 1213 پیش زمینه ی کاهش دامنه ی عمل قاجاریه و نخستین مرحله ی وابستگی بود. کم کم نوبت به مشروطیت می رسد. زمانیکه ماجرای اعطای امتیاز توتون و تنباکو به انگلیس اتفاق افتاد سیدجما الدین اسدآبادی به مخالفت برخاست، بهبهانی هم احتمالا از شاه رشوه دریافت کرد و با اقدام میرزا حسن شیرازی به مخالفت برخاست تا انجا که پیش مردم قلیان کشید. در دوره مظفرالدین شاه هم اتفاقاتی افتاد تحصن در حرم عبدالعظیم با روی کار آمدن نوژ بلژیکی و ....

درخواست تحصن کنندگان هم مبنی بر کناره گیری عین الدوله و تشکیل مجلس شورای ملی بود و....

 بعد از او که فرزندش محمدعلی شاه قرار گرفت انقلاب بیش از همه دستاورد پیشه وران و روشنفکران بود که با دربار، قدرت های خارجی و زمینداران مبارزه کردند. زنان هم در انقلاب نقش بسیار مهمی حتی در جنگ ها داشتند.

در این زمان هم شیخ فضل ا... نوری دم از مشروطه مشروعه میزد، او می گفت مشروطه را قبول ندارم مگر اینکه مورد توافق اسلام و شرع باشد. آخرین رشته نهادهایی هم که در ایران شکل گرفتند یکسری حزب های سیاسی بود. بطوریکه مجلس اول به تدریج به جناح های سلطنت طلب، میانه رو و ترقیخواه تقسیم شد.

تحولات ایدئولوژیک در انقلاب مشروطیت هم به دو شکل دینی و غیردینی نمود پیدا کرد.

سرانجام انقلاب مشروطیت به شکست انجامید چون بر اثر جابجایی سریع ائتلاف ها و فشار و مداخله ی خارجی در داخل کشور بی ثباتی حکمفرما شده بود. دودمان پهلوی کم کم در سال 1304 توسط رضا خان جایگزین قاجار شده بود. در این زمان صفحات شمالی ایران در دست روس ها و صفحات جنوبی در دست انگلیسی ها بود روسیه نفوذ بسیاری بر کابینه گذاشته بود و تجارت خود را با ایران افزایش داده بود و در نتیجه واردات بر صادرت پیشی گرفت با این حال جنبش ها و کو دتا هایی علیه حکومت شکل گرفت که از جمله ی آنها می توان به نهضت جنگل که توسط میرزا کوچک خان بود را نام برد.

در این زمان ایالات متحده ی آمریکا به تقویت روابط اقتصادی و سیاسی با ایران ادامه داد و

 به دنبال کسب امتیازات نفت در صفحات شمالی ایران بود . در این زمان رضاخان  تنها به فکر استقرار خود بود لذا به این خاطر بیشتر به تقویت ارتش پرداخت و چه بسا بودجه های هنگفتی را هم صرف آن نمود.اگرچه رضاخان سعی می کرد همواره حقوق ایران را از کشورهای بیگانه بگیرد اما با این حال خود دست نشانده ی آنها و وسیله ی نفوذ آنها و مداخله ی آنها در امور ایران بود که او نیز می توان گفت به گونه ای زمینه های وابستگی ایران را ایجاد کرد.

پس به گونه ای در عصر مشروطیت هم می توان از نظریه وابستگی صحبت کرد که در اثر اقدامات و کودتا ها اختلافات و بی کفایتی پادشاهان اساسا زمام ما در دست آنها قرار گرفت از طرفی کشورهای توسعه یافته ای مثل انگلیس معمولا سعی داشتند مواد اولیه ایران را از طریق به حکومت رساندن حاکمان در ایران از به کشور خود وارد کنند و از سویی به لحاظ موقعیت خوب استراتژیکی اغلب کشورها حتی در این دوره ایالت متحده هم افزوده شد.