X
تبلیغات
رایتل

جهانی شدن تنها پدیده­ای اقتصادی نیست و همچنین نباید آن را با پیدایش یک نظام جهانی یکی انگاشت. جهانی شدن در واقع تغییر شکل زمان و مکان است، آن نه یک فراگرد واحد بلکه آمیزه­ی پیچیده­ای از فردگرایی­هاست که غالبا به شیوه­های تناقض آمیزی عمل می­کنند و کشمکش و گسست­ها و صورت­های قشر بندی جدیدی را به بار می­آورند. جهانی­شدن در واقع به معنای در هم گره خوردن رویدادهای اجتماعی و روابط اجتماعی سرزمین­های دور دست با تارو پود موضعی یا محلی جوامع دیگر است. پدیده­ای که می­توان آن را نوعی تلاقی حاضر و غایب دانست.

بر این اساس آن می­تواند ضمن اینکه تاثیراتی اقتصادی داشته باشد، اثرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را نیز به همراه آورد. به طوری که یکی از عوامل مهم تاثیر گذار بر رفتارهای فردی و گروهی فرایند جهانی شدن فرهنگی است.

این فرایند که در دو تا سه دهه­ی اخیر شتاب فراوانی گرفته­است توانسته است دگرگونی­های کیفی بسیاری در زندگی انسانها داشته باشد. آن توانسته است با اشکال جدید تولید، حمل و نقل و رسانه­های جمعی خودش، تغییرات فرهنگی عمده­ای را در سطح جهان ایجاد کند که یکی از این تغییرات، تغییر در هویت افراد است.

جامعه­ی مدرن که به صورت تدریجی از فضای اولیه خود خارج و وارد دنیای مدرنیته متاخر شده کم کم از حالت تولیدی خود خارج گشته و به محیطی خدماتی و مصرفی تبدیل می­شود، از این رو با رشد روحیه مصرف گرایی که به نوعی حاکی از مصرف زدگی انسان امروزی است نشانه­ها و نمادهای تمایز بخش جهان مدرن نیز متعاقبا تغییر کرده و نمادهای تمایز بخش افراد در مصرف کالاها و وسایل منزلت نهفته شده است یعنی مصرف معطوف به هویت شده است. از این رو با در گیر شدن انسان امروزی در حوزه مصرف بحث گزینش و انتخاب پیش می­آید و از جمله حوزه­هایی که افراد می­توانند به اختیار خود در آن دخل و تصرف کنند بدن و مدیریت آن است.

به­طور کلی می­توان گفت در دهه­های اخیر،ظاهر بصورتی فزاینده به منزله شالوده­های هویت شخصی تفسیر می­شود که بر اساس دست­کاری بر آن اعلام می­کنند هویت آنها چه هست و چه نمی باشد.

از این رو کنترل منظم بدن از جمله ابزارهای اساسی­ای است که شخص بوسیله آن روایت معینی از هویت شخصی خود را بروز می­دهد و در عین حال خود نیز به طرز کم و بیش ثابتی از ورای همین روایت در معرض تماشا و ارزیابی دیگران قرار می­گیرد، از این نظر بدن به شدت متاثر از رسانه و کالاهای فرهنگی است از آنجاییکه رسانه بخشی از اوقات فراغت جوانان و خصوصا دختران را تشکیل می­دهد از این رو می­توان گفت احتمال بسیاری نیز وجود دارد که تحت تاثیر پیام های آنها قرار گیرند.

اما می­توان گفت بخش وسیعی از برنامه­های تاثیر گذار بر مدیریت بدن حول تبلیغات گرد آمده است، به طوری که بخش وسیعی از اینگونه تبلیغات در رسانه­هایی مانند ماهواره ، اینترنت و مجلات و همچنین بصورت نوعی آگهی تجاری تلویزیونی نمایش داده می­شود. این برنامه­های تبلیغاتی بیشتر حول بازنمایی ابزار گونه زنان شکل گرفته اندو از آنجاییکه زنان در اکثر جوامع در مقایسه با مردان نسبت به وضعیت زیبایی و ظاهر خود و آنچه به چشم می­آید دقت بیشتری صرف می­کنند و حساسیت افزونتری نشان می­دهند ممکن است این توجه وافر آنان را وادارد تا رفتارهایی گاه افراطی را به منظور مطابقت دادن ویژگی­های بدن خود و با الگوهای فرهنگی زیبایی چهره و اندام که در رسانه­های جمعی تبلیغ می­شود را اتخاذ کنند.

 اما امروزه علاوه بر برنامه­های متنوعی که به طور مستقیم به مسئله بدن توجه دارند مانند تبلیغات ماهواره­ای یا اینترنتی و یا آگهی­های تجاری تلویزیونی و یا برنامه­های آموزشی ، بهداشتی، پیام­های رسانه­ای دیگری نیز وجود دارند که به طور غیر مستقیم بر اهمیت بدن تاکید دارند، این پیام­ها در قالب نمایش لباس که در واقع نمایش اندام است و یا درقالب آموزش رقص و ... منتقل می­شود.دیگر کالاهای فرهنگی از قبیل مجلات نیز همراهی خوانندگان را با مجموعه خاصی از ارزش­ها می­توانند به همراه داشته باشند و در کنار ترویج زیبایی- کلیشه­های جنسیتی زنانه، خانه داری، آشپزی را نیز با خود به همراه می­آورند(استوری، 1381: 93).

اما آنچه که نیاز به گفتن دارد این است که اثر گذار بودن رسانه­ها به معنای این نیست که بر همه کس و همه مخاطبان تاثیری یکسان داشته باشند، چه بسا این امرمی­تواند به نوعی فعال بودن و داشتن اختیار را در او رد کند از این رو مخاطبان رسانه­ها گاه پیام­های منتقل شده را دریافت می­کنند و گاه در برابر آنها مقاومت از خود نشان داده و بی تفاوتانه عمل می­کنند و گاه با تغییری در پیام­های دریافتی سبب شکل گیری انواع خرده­فرهنگ­ها می­شوند.از این رو می­توان گفت جهانی شدن از خلال رسانه­ها بر بینش­ها و آگاهی انسانها توانسته است  تاثیرگذار باشد. آن به گونه­ای توانسته است در انتقال نوعی از فرهنگ غربی که امروزه حول بدن و هویت متمر کز می­باشد تا حدودی موفق عمل کند، هر چند میزان اثرگذاریش برهمه جوامع و در میان همه­ی مخاطبان یکی نبوده است.